
سلام دوستان عزیز بنده تو ال فور فقط این مطلب رو برای اد لیستام سند تو آل کردم این مدیران فهیم و خردمند الفور چند دقیقه بعدش شناسه منو مسدود کردند
مطلب این بود :
وقتی دروغ گویان رسوا می شوند + تهمت هایی که به طلبه بی تعارف زدند + جواب + عکس + سند
http://www.biitaarof.ir/index.php/component/content/article/93-1391-02-25-08-28-32
این سندش :
با اسم بصیرت

خودتون برین یه سر به اتاق یالثارات بزنین نقطه سنجی هم بکنین و به سایت طلبه بی تعارف هم سر بزنید ببینید به چه نتیجه ای میرسین
حضرت امام روح الله (قدس الله سره):
هر که به رسول خدا اهانت کند، هر که به ائمه خدا اهانت کند
واجب القتل است.
در پی اهانت و بی شرمی شاهین نجفی ( خواننده شیطان صفت ) به ائمه اطهار، ما شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام، نفرت و انزجار خود را از این فرد اعلام میداریم و از خدا طلب عقوبت بر او را داریم .

هیــچ حیــوانی به حـــیوانی نمی دارد روا آنچه این نامــردمــان با نوع انــســان می کنند
چگونه نمازمان شیرین شود ؟؟؟
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این كه متوجه شود از بین او و مُهرش عبور كرد.
مرد نمازش را قطع كرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی.
مجنون به خود آمد و گفت: من كه عاشق لیلی هستم تو را ندیدم، تو كه عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی كه من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟
نماز موضوعی است که متدیان، بسیار با آن سر و کار دارند اما مواجههی افراد مختلف با آن متفاوت است. نماز برای بسیاری دغدغه است اما دغدغهای آزار دهنده که تا پایان وقت با آنهاست و در آن لحظات پایانی که آن را به جا میآورند گویا که بار بزرگی را از دوش برداشتهاند.
گروه دیگری نیز به نماز عادت کردهاند و چندان ارتباطی با آن نداشته و هیچ دغدغهای برایشان ندارد و از سر عادت دیر یا زود آن را به جا میآورند.
اما در این میان هستند افرادی که نماز جور دیگری برایشان دغدغه است. این افراد توانستهاند ارتباطی با آن برقرار کنند و دغدغه آنها این است که آن را به نحو صحیحی به جای آورند.
اما چگونه نماز برای انسان شیرین میشود؟
نماز عبادتی که در ابتدای راه، نیاز به تمرین دارد تا عادت شده و مشقت آن هموار شود. از این روست که آموزههای تربیتی دین، گویای این است که کودکان از هفت سالگی به نماز فرا خوانده شوند تا کم کم با آن خو بگیرند. اما قدم بعد، ستیز با عادت شدن آن است. و تمام مشکل اینجاست که یا نماز برای افراد عادت نمی شود و یا تبدیل به عادت میگردد.
عادت نکردن افراد به نماز در ابتدای سنین تکلیف موجب کسالت و مشقت برای آنان در سنین بالاتر شده و باقی ماندن در عادت موجب عدم ارتباط با آن میگردد. اما نمازی که "قربانُ کلِ تقی" است و "معراج مومن" است، فراتر از تکرار واژهها و انجام منظم حرکات است.
از قدیم انسانها دنبال جادو، ذکر، ختم، رمز و کیمیا بودهاند تا یکباره ترقی کنند. امروز هم کم نیستند افرادی که ذکر میدهند و آدمهایی که دنبال آن هستند و خود شما نیز قطعا نمونههای دینی آن را تجربه کردهاید. حتی منابع اسلامی نیز پر است از این دست ختوم و اذکار. اما کماند افرادی که با این روشها گرهای گشوده باشند حتی با شیوههای دینی. اما چرا؟
علت عدم تأثیر عمده این موارد، عدم ارتباط با معناست. چرا که الفاظ منشاء اثر نیستند و آنچه سیراب میکند خود آب است نه اسم آن. گذشته از اینکه بسیاری از موارد غیر دینی آن شیوهها، تهی از معنا هستند.
نماز نیز یکی از همان اکسیرهاست که به فرمودهی اولیای دین قربان و معراج است یعنی بال پرواز و ترقی. و آنچه گفته آمد همه برای این بود که عرض گردد نماز بهترین و تضمینیترین ذکر و ختم و رمز برای ترقی و رسیدن به آرزوها و پر کشیدن به اوج آسمانهاست. اما نه ظاهر نماز و نه الفاظ آن، بل روح و معنای آن، که داستان نماز و روحش همان داستان آب و اسم آب است.
اما تنها راه عادت کردن به نماز و عادی نشدن نماز؛ تنها و تنها با توجه به آن و گذشتن از ظاهر آن و رسیدن به معنا و ارتباط با روح آن است که در تعابیر دیگر به این توجه حضور قلب نیز گفته میشود.
برای دست یابی به حضور قلب باید به نماز اهمیت داد. از وقت نماز گرفته تا مقدمات و اعمال و اذکار آن. بنابر این بهتر است نمازگزار موارد زیر را مراعات کند:
1- اهتمام به نماز اول وقت داشته و سعی کند دغدغهاش این باشد که تا اذان گفته شد هر جا که هست در پی خواندن نمازش رود.
2- قبل از نماز حتما اذان و اقامه را بگوید و خود را برای نماز مهیا کرده و ذهنش را از امور روزمره و مشغلههای زندگی خالی کند.
3- قبل از نماز همیشه به خود توجه دهد که میخواهد در پیشگاه خدای بزرگی بایستد که او را میبیند و فراتر از آن، کسی است که او را و همه عالم را آفریده و هستی به دست اوست و شنوا و دانا و مهربان است.
4- حتما معنای اذکار نماز و آیاتی که در آن تلاوت میکند را بداند و توجه داشته باشد که دارد با خدای خود صحبت میکند.
5- بعد از نماز حتما چند دقیقهای بنشیند و ارتباط خود را ادامه دهد و در آن بیندیشد.
***
پایان کلام خود را به ماجرایی از حضرت جانان، امیر مومنان، علی علیه السلام میآرایم و امید دارم که در همین اولین نمازی که پیش روی ماست به معنایی که ایشان فرمودند دقت کنیم.
جابر بن عبدالله انصارى تعریف میکند که روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است،
حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مىدانى كه چگونه و براى چه مىباشد؟
مرد گفت: مگر نماز معنای غیر عبادت دارد؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.
مرد مشتاق شد و گفت: پس مرا تعلیم فرما.
امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.
دومین تكبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمىباشد.
سومین تكبیر یعنى؛ نمىتوان خداوند را به جسمى تشبیه كرد.
چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمىشود.
پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مىكند.
ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:
معناى ركوع آن است كه مىگویى: خداوندا! من به تو ایمان آوردهام و از آن دست بر نمىدارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از ركوع بر مىدارى و مىگوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آوردهاى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.
و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، میگویى: خداوندا! مرا از خاك آفریدهاى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گرداندهاى.
و همین كه دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك برمىگردانى؛
و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مىگردانى.
و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهلبیت او علیهم صلوات الله است.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.1
به نظر شما آیا اگر کسی در حرکات و سکنات نماز به این معانی توجه داشته و بداند که خم راست شدنش به چه معناست، و به آنچه میگوید و میخواند توجه داشته و خداوند تبارک را مخاطب خویش بداند، دیگر حواسش پرت میشود؟؟
1- مستدرك الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5 و بحار الانوار، ج 84، ص 253، ح 38.
احسنت و هزاران آفرین
تجلی قدرت ملت شهید پرور و ولایت مدار ایران اسلامی
با حضور در پای صندوق های رای



دشمن را با یک انگشت نابود خواهیم کرد

نظر امام خامنه ای در باره انتخابات :
تسریع در چنین کارهای خیری، مانند نماز اول وقت فضیلت بیشتری دارد؛ چراکه با احساس ادای تکلیف همراه است.

سالروز آغاز امامت
منجی عالم بشریت صاحب العصر و الزمان ، خلیفه الرحمان ، شریک القرآن ، امام الانس و الجان
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر شیعیان و محبان آن حضرت مبارک باد
به امید روزی که ظهور آن حضرت را جشن بگیریم

در 12 بهمن ماه 1365 دبیرستان دخترانه زینبیه و دبستان پسرانه ثار الله شهرستان میانه (استان آذربایجان شرقی) در شوم ترین تاریخ نابرابر جنگ تحمیلی مورد حمله هواپیماهای بعثی عراق قرار گرفت.با آنکه تهدید کرده بودند.این مدرسه در این روز بمباران خواهد شد.اما دختران رشید و دلاور میانه با این حضورشان ندای حق طلبی در مکتب حسین در لبیک به مقتدایشان ، درس ایثار و شهادت در آرزویشان در ورق تاریخ نگاشتند. در این واقعه 38 دانش آموز و یک خدمتگزار به شهادت رسید .
یادشان را گرامی میداریم و راهشان را ادامه میدهیم
| موقتی | دائمی |
| امانتی | صاحب |
| محدود | نامحدود |
مال دنیایی که قراره وسیله باشه تا ما رو به هدف برسونه
شده برامون هدف و هر هدفی رو قراره بهش برسیم اونو کردیم وسیله
امام خامنه ای : کاخ نشینی بد نیست خوی خاک نشینی بداست
انسان نمیتونه هم خدا رو بخواد هم خرمارو مال دنیا طوری نباشه که با دادنش خوشحال و وایسته و از گرفتنش انسان ناراحت و هلاک بشه این محبت و عشق خداست که فقط باید تو دل جا داشته باش
مال دنیا چیزیه که امانت داده شده و ازمون سوال خواهد شد روز قیامت پس باید در راه خدا و برای رضای خدا صرف بشه . وجز حب خدا چیز دیگه ای نباشه و تمام این دنیا در طول خدا و مسیر الهی باشه و اگه تو حساب کتابامون و دخل و خرجمون خدا و روز قیامت رو در نظر نگیریم مطمئنا به ضرر ما تمام خواهد شد .
«ما جَعَلَ اللّهُ لِرَجُل مِن قَلبَين في جَوفه؛ خداوند در درون هيچ كس دو دل ننهاده است.» (سوره احزاب، آيه4)
رفع یک شبهه که فراگیر هم شده :
چرا بعضی ها پول و اموال زیادی دارن بعضی ها کم آیا این عدالت خداست ؟
براتون یه مثال بزنم شما یک مسابقه ای رو در نظر بگیرید که قراره یک نفر یا بنز یک نفر یا ژیان یک نفر با دوچرخه دیگری با پای پیاده و نفر دیگه هم سینه خیز یک مسیری رو طی کنند آیا عدالته که اینا همشون در یک زمان مشترک یک مسیر مشترک رو طی کنند ؟ البته که نه تو این مسابیقه مثلا تعیین میکنند بنز باید 120 کیلیومتر بره ژیان 50 کیلیومتر دوچرخه سوار 20 کیلیومتر اونی که پیاده میره 5 کیلیومتر و سینه خیز هم 100 متر و اگه هر کی به این مسیر هایی که نسبیت به ظرفیت و توانایی شرکت کنندگان تعیین شده زود برسه برندس ... پس این عین عدالته
این مثال برای عدالت خدا بود که خدواند باری تعالی برای هر کس نسبت به ظرفیت و استعداد و تواناییش مال و اموال میده و از هر کسی هم به همون اندازه انتظار داره .مهم سربلند اومدن از این امتحان دنیوی هستش که نمرشون تو آخرت هیچ فرقی نمیکنه . بنده ای که از نظر مال دنیا فقیر هستش چه بسا اگه خدا بشه مال زیادی بده انحراف بره و بلعکس .
سوره بقره آیه- 216
و چه بسا چیزی را اکراه داشته باشید که خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید در حالیکه ضرر و شر شما در آن است
البته گفته های بالا میتونه شامل این آیه هم باشه ولی تفسیر آیه خیلی وسیع و مضوعات دیگه رو هم شامل میشه که به تفاسیر مراجه کنید .
شریعتی در کدامین راه ؟
دکتر علی شریعتی :
من گاندی آتش پرست را بیشتر لایق شیعه بودن می دانم تا آیت الله بهبهانی و بدتر از او علامه مجلسی را و چه می گویم؟ مجلسی سنی است و امام احمد حنبل ... از او شیعه تر است. گورویچ یهودی ماتریالیست کمونیست از مرجع عالی قدر تقلید شیعه حضرت آیت الله العظمی میلانی ... به تشیع نزدیک تر است
دکتر علی شریعتی :خوشبختانه همانطور که دکتر (مصدق) تز اقتصاد منهای نفت را طرح کرد تا استقلال نهضت را پیریزی کند و آن را از بند اسارت و احتیاج به کمپانی استعماری سابق آزاد سازد، تز «اسلام منهای آخوند» در جامعه تحقق یافته است و این موقعیت موجب شده است که اسلام از چارچوب تنگ قرون وسطایی و اسارت در کلیساهای کشیشی و بینش متحجر و طرز فکر منحط و جهانبینی انحرافی و خرافی و جهالت … آزاد شود…
امام خمینی (ره ):
نگذارید اسلامتان از روحانیت جدا شود
نظر اسلام شناس بزرگ علامه مطهری در مورد آثار شریعتی که در حاشیه کتاب "اسلام شناسی" او نوشته است: «اغلب آثار شریعتی از نظر هنری اعلی، از نظر علمی متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است. »
عجبا ! می خواهند با اندیشه هایی که چکیده ی افکار «ماسینیون» مستشار وزارت مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا و سرپرست مبلغان مسیحی در مصر و افکار «گورویچ» یهودی ماتریالیست و اندیشه های «ژان پر سارتر» اگزیستانسیالیست ضد خدا و عقاید دورکهایم جامعه شناس ضد مذهب است، اسلام نوین بسازند! پس و علی الاسلام السلام. به خدا قسم ، اگر روزی مصلحت اقتضا کند که اندیشه های این شخص [دکتر شریعتی] حلاجی شود و ریشه هایش بدست آید و با اندیشه های اصیل اسلامی مقایسه شود، صدها مطلب به دست می آید که بر ضد اصول اسلام است و به علاوه بی پایگی آنان روشن می شود.
مقام معظم رهبری در مورد دکتر علی شریعتی می گویند:
مرحوم شریعتی مهمترین کارش این بود که تفکر و اندیشه اسلامی را در سطح جوانها به صورت وسیع مطرح کرد. خصوصیاتی در شریعتی بود که برای جوانها جالب بود و حقیقتا آنها هم یک ارزشهای بود برای دکتر.او یک انسان تلاشگر در راه عقیده و فکر اسلامی ، خستگی ناپذیر و ارعاب ناپذیر بود.
وجودی بود در یک مقطع زمان واقعا به وجود او نیاز بود و او آن خلا را پر کرد.
یقینا کار او اگر فارغ از بقیه تلاشهایی که در جامعه انجام می داد ، مورد ملاحضه قرار بگیرد، یک کار کاملی نخواهد بود اما در کنار تلاشهایی که آن روز انجام می گرفت حقیقتا یک جریان بزرگ برای گسترش فکر اسلامی بود.رابطه ای ذهنی شریعتی با روحانیت یکی از ظریفترین و کشف نشده ترین ابعاد شخصیت او می باشد.
به این جمله حکیمانه مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) توجه کنید؛
حضرت آیت الله خامنه ای می فرمایند: «شریعتی را ممکن است به عنوان یک فقیه، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار مترقی اندیشه اسلام معرفی بکنند! اینها البته افسانه آمیز است و چنین تعبیراتی باب مرحوم شریعتی نیست» .(روزنامه جمهوری اسلامی، 30 خرداد 60)
آیتالله دکتر بهشتی زیباترین تعریف را از نقش دکتر علی شریعتی ادامه داده است:
دکتر در توسعه و تقویت شور انقلابی جامعهی ما به خصوص نسل جوان تأثیر بسزایی داشت و توانست قلب و احساس و ذهن جوانهای ما را برای درک پیامهای امام خمینی آمادهتر و به فهم و پذیرش این پیامهای انقلابی نزدیک کند. او توانست پیوند میان نسل جوان و روحانیت مسئول و متعهد را در یک راستای انقلابی برای نسل جوان قابل فهمتر کند. “
مختصری از وصیت نامه شهید چمران درباره دکتر علی شریعتی ...
علی شریعتی از همان ایام 15 سالگی اسم خود را شمع گذاشته بود، به شمع تلخص می کرد، احساسی لطیف و عرفانی عمیق سراپای وجودش را پر کرده بود، همچون شمع می سوخت و نور می داد و خوب می دانست که برای نور دادن باید بسوزد و بدون سوختن مرده ای بیش نیست ؛....
....کسی که در پیروزی انقلاب ایران بدون شک سهم به سزایی دارد؛ من امروز به بعد روحی و عرفانی دوست شهید خود دکتر علی شریعتی می پردازم و معتقدم که این بعد از مهم ترین و اساسی ترین ابعاد شخصیت این مرد بزرگ است و بدون شناخت آن نمی توان دکتر علی شریعتی را شناخت،....
...اما عرفان! عرفانی که در دکتر علی شریعتی به عالی ترین و عمیق ترین صورتش نمودار شده است ، تجلیات آن را در کجا می یابیم؟...!
اول غم و درد! که نتیجه ی روح های لطیف و وجدان های مسئول است، ادراک قوی از یک طرف و احساس مسئولیت از طرف دیگر سبب بروز غم و درد می شود؛...
دوم هنر! روح عارفانه ی علی آنقدر در مقابل زیبایی حساسیت دارد که گویی تار و پود وجودش با زیبایی سرشته شده است! این احساس شدید به زیبایی، آنقدر علی را متاثر می کند که با ستارگان آسمان راز و نیاز می نماید.... !
سوم ایمان و فداکاری! ایمان و فداکاری علی ( شریعتی ) که بر پایه ی عرفان عمیق و عشق سوزان او به حق و حقیقت بنا شده است...
ادامه مطلب رو حتما مطالعه بفرمایین
ادامه مطلب
آثار روابط جنسی سالم از دیدگاه اسلام
منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه می کند، در اسلام کوچکترین اشاره ای به پلیدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است، اسلام مساعی خود را برای تنظیم این علاقه بکار برده است. از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود می کند و در این زمینه تدابیری اتخاذ کرده است که منجر به احساس محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نگردد. از نظر اسلام، علاقه جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلکه جزء خوی و خلق انبیاء است.در حدیثی می خوانیم: «من اخلاق الانبیاء حب النساء» (وسائل، ج3، ص3) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار علیه السلام طبق آثار و روایات فراوان که رسیده است، محبت و علاقه خود را به زن در کمال صراحت اظهار می کرده اند و بر عکس روش کسانی را که میل به رهبانیت پیدا می کردند سخت تقبیح می نمودند. یکی از اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به نام عثمان بن مظعون کار عبادت را به جائی رسانید که همه روزها روزه می گرفت، و همه شب تا صبح به نماز می پرداخت، همسر وی جریان را به اطلاع رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم رسانید، رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در حالی که آثار خشم از چهره اش هویدا بود از جا حرکت کرد و پیش عثمان بن مظعون رفت، و به او فرمود: ای " عثمان " بدان که خدا مرا برای رهبانیت نفرستاده است، شریعت من شریعت فطری آسانی است، من شخصا نماز می خوانم و روزه می گیرم و با همسر خودم نیز آمیزش می کنم، هر کس می خواهد از دین من پیروی کند باید سنت مرا بپذیرد. ازدواج و آمیزش زن و مرد با یکدیگر جزء سنتهای من است. اسلام که به روح مسائل می نگرد و می گوید: مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجوئی کنند، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.
از نظر اسلام محدودیت کامیابیهای جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع ، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند، و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد، و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد، و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار، هیجانها و التهابهای جنسی را فزون می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد. غریزه جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و " دریا صفت " است، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند، شعله ورتر می شود. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن غریزه ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می دهد وارد شده است.
اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون؛ به مردان با ایمان بگو: دیده (از نامحرم) فرو نهند و پاکدامنی خود را حفظ کنند، که این برای آنها پاکیزه تر است. همانا خدا به آنچه می کنند آگاه است» (نور، 30). یعنی این دستورهای عفاف به منظور پاکیزگی داده شده است و خدا داناست به آنچه که شما انجام می دهید. خلاصه این دستور اینست که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اینست که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربائی نپردازند. به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجبات تحریک مردان بیگانه را فراهم کنند . روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است.
اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. همانطور که بشر - اعم از مرد و زن - در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت. دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی می گردد. چرا در دنیای غرب اینهمه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی و جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود.
چرا در اسلام باید مسأله محرم و نامحرم مطرح باشد؟ چرا باید زن خودش را از غیر محارم خودش بپوشاند؟ رمز و سر این مطلب چیست و چه فایده ای دارد؟ اولین خاصیتش خاصیت روانی است، یعنی آرامش روانی. در هر جامعه ای که روابط زن و مرد بر اساس عفاف بود عفاف در همین حدود اسلامی یعنی زنان در خارج دایره ازدواج، خود آرا و خودنما نبودند و وسیله تهییج مردان را فراهم نکردند و مردان هم در خارج از دایره ازدواج دنبال لذت جویی و کامجویی به وسیله چشم، دست، لامسه و غیر لامسه نبودند قلبها و روحها آرام و سالم است، و در هر جامعه ای که بر عکس ( این حالت ) است اولین ناراحتی اجتماعی، ناراحتیهای روانی است. گروهی از فرنگیها گفتند خیر، وقتی زن و مرد از یکدیگر دور باشند ناراحتیهای روانی و عقده های روانی به وجود می آید. ولی تجربه همین یک قرن گذشته و کمتر از یک قرن گذشته کاملا ثابت کرد که مسأله برعکس است، به هر اندازه که آزادی در مسائل جنسی بیشتر است التهاب در افراد زیادتر و بیشتر است چون غریزه جنسی انسان ( مانند چند غریزه دیگر مثل غریزه جاه طلبی، غریزه علم طلبی و غریزه عبادت ) صرفا ظرفیت جسمانی ندارد، ظرفیت روحی هم دارد. غرائزی که صرفا ظرفیت جسمانی دارند مثل خوردن، دارای یک ظرفیت محدودی هستند.
انسان یک مقدار محدود می تواند غذا بخورد، از آن بیشتر نمی تواند، اگر بگویند باز هم می خواهی، برایش مجازات است. ولی مالکیت چطور؟ مالکیت هم مثل خوردن است؟ آیا ظرفیت مالکیت برای انسان یک ظرفیت محدود است، یعنی اگر انسان مالک صدهزار تومان شد دیگر روحش هم از مالکیت سیر می شود؟ نه، وقتی صد هزار تومان را دارا شد می خواهد دویست هزار تومان داشته باشد ، وقتی دویست هزار تومان دارا شد تشنه تر است برای پانصد هزار تومان، میلیونر که شد تشنه تر می شود برای میلیاردر شدن، و آنکه از همه مردم دنیا ثروتمندتر است از همه مردم دنیا برای ثروت تشنه تر است. جاه طلبی چطور؟ آن هم همین طور است. غریزه جنسی انسان هم همین طور است.
شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوندخانوادگی و سبب صمیمیت رابطه زوجین گردد، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود. و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد. اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود. در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می رود و در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می شود. علت اینکه جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می شود، جواب می دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه ایم، و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می کنند همین است. و حال آنکه در قدیم یکی از شیرین ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود.
جوانان پیش از آنکه به برکت دنیای اروپا کالای زن اینهمه ارزان و فراوان گردد، " شب زفاف را کم از تخت پادشاهی " نمی دانستند. تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می کند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود اینست که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت، و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می بخشد.
سیستم روابط آزاد اولا موجب می شود که پسران تا جائی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستی می نهد، اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیانا برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند، و ثانیا پیوند ازدواجهای موجود را سست می کند و سبب می گردد به جای اینکه خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند بر عکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنانکه اصطلاح شده است یکدیگر را زندانبان بنامند. وقتی پسر یا دختری می خواهد بگوید ازدواج کرده ام، می گوید برای خودم زندانبان گرفته ام. این تعبیر برای چیست؟ برای اینکه قبل از ازدواج آزاد بود هر کجا بخواهد برود، هیچکس نبود که بگوید بالای چشمت ابرو است. ولی پس از ازدواج این آزادیها محدود شده است، اگر یک شب دیر به خانه بیاید مورد مؤاخذه همسرش قرار می گیرد که کجا بودی؟ واضح است که روابط خانواده در چنین سیستمی تا چه اندازه سرد و سست و غیر قابل اطمینان است.
بعضی ها مانند برتراند راسل پنداشته اند که جلوگیری از معاشرتهای آزاد صرفا به خاطر اطمینان مرد نسبت به نسل است، برای حل اشکال، استفاده از وسائل ضد آبستنی را پیشنهاد کرده اند، در صورتی که مسأله، تنها پاکی نسل نیست. مسأله مهم دیگر ایجاد پاکترین و صمیمی ترین عواطف بین زوجین و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است. تأمین این هدف وقتی ممکن است که زوجین از هرگونه استمتاع از غیر همسر یا همسران قانونی چشم بپوشند، مرد چشم به زن دیگر نداشته باشد و زن نیز در صدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد، و اصل ممنوعیت هر نوع کامیابی جنسی در غیر کادر خانواده حتی قبل از ازدواج هم رعایت گردد.
به علاوه، زنی که تا اینجا پیش رفته است که به پیروی از امثال راسل و تقلید از صاحبان مکتب " اخلاق نوین جنسی " با داشتن همسر قانونی، عشق خود را در جای دیگر جستجو می کند و با مرد مورد عشق و علاقه خود همبستر می شود، چه اطمینانی هست که به خاطر همسر قانونی که چندان مورد علاقه اش نیست وسائل ضد آبستنی به کار برد و از مرد مورد عشق و علاقه خود آبستن نشود و فرزند را به ریش همسر قانونی نبندد. قطعا چنین زنی مایل است که فرزندی که به دنیا می آورد از مرد مورد علاقه اش باشد نه از مردی که فقط به حکم قانون همسر او است و الزاما به حکم قانون نباید از غیر او آبستن بشود. همچنان مرد نیز طبعا علاقه مند است که از زن مورد عشق و علاقه اش فرزند داشته باشد نه از زنی که با زور قانون به او پیوند کرده اند. دنیای اروپا عملا نشان داده است که با وجود وسائل ضد آبستنی، آمار فرزندان غیر مشروع وحشت آور است.
منبع : طهور

بسیج از دیدگاه رهبر فرزانه انقلاب
اخلاص، موقعشناسى، پاشيدن بذر يك حركت فزايندهى تاريخى، از خصوصيات مهم عاشوراست. ماجرا فقط در ظهر عاشورا تمام نشد؛ در واقع از ظهر عاشورا يك جريانى در تاريخ شروع شد، كه همچنان رو به افزايش و گسترش است. بعد از اين هم همين خواهد بود. امام حسين (عليهالسّلام) براى اعلاى كلمهى حق و براى نجات خلق، همهى داشتههاى خود را به ميدان آورد. اين برخى از خصوصياتى است كه انسان به طور كلى در ماجراى عاشورا ميتواند ببيند و نشان بدهد.
بسيج، همين راه است؛ همين حركت است؛ همين هدفهاست؛همين ابزارها و وسيلههاست. بسيج، جمع فداكارى از مردمند، براى مردم؛ تشكيل يك مجموعهاى در حركت عظيم يك ملت مجاهد. حضور در دفاع، حضور در علم، حضور در هنر، حضور در سازندگى، حضور در سياست، در فرهنگ، در كمك به مستضعفان، در كمك به درماندگان، در توليد، در فناورى، در پيشبرد مسائل گوناگون كشور، در ورزش، در درخششهاى بينالمللى، در هر كار خير؛ اين حركت بسيج است؛ حركتى مردمى، براى مردم، در دل مردم، از خود مردم، از همهى قشرها، زنان، مردان، جوانان، پيران، نوجوانان، از اصناف گوناگون؛ يعنى تشكيل يك مجموعهى حزبالله واقعى.
فرهنگ بسيجى يعنى آن مجموعهى معرفتها و روشها و منشهائى كه ميتواند مجموعههاى عظيمى را در ملت به وجود بياورد كه تضمينكنندهى حركت مستقيم و پايدار اسلامى آن ملت باشند. اين يك تفكر است؛ در ذهن هم نيست، در خارج و در عينيت وجود دارد. حركت بسيجى، سرنوشت ايران را، بلكه سرنوشت فراتر از ايران را تغيير داد، تعيين كرد.
بسيج سياسى است، اما سياستزده نيست، سياسىكار نيست، جناحى نيست؛ بسيج مجاهد است، اما بىانضباط نيست، افراطى نيست؛ بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافى نيست؛ بسيج بابصيرت است، اما ازخودراضى نيست؛ بسيج اهل جذب است - گفتهايم جذب حداكثرى - اما اهل تسامح در اصول نيست؛ بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسيج طرفدار علم است، اما علمزده نيست؛ بسيج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما رياكار نيست؛ بسيج در كار آبادكردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست. اين شد يك فرهنگ.
رعایت بهداشت و نظافت شخصی
پيش از رفتن به مهماني بهتر است به نظافت شخصی خود و همراهان خود برسیم و بدین وسیله هم به خود و هم به میزبان احترام بگذاریم.
سرزده به مهمانی نروید
پيش از اينكه به قصد مهماني از منزل خارج شويد، تلفن بزنيد و از حضور ميزبان در منزل و از آمادگياش براي پذيرايي از شما اطمينان حاصل كنيد شاید میزبان در آن موقع آمادگی پذیرایی را نداشته باشد. در وصایای پیامبر(صلی الله علیه وآله) به امیر مؤمنان (علیه السلام) می خوانیم: «یا علی ثمانیه ان اهینوا فلایلوموا إلاانفسهم الذاهب الی مائده لم ید ع الیها؛(۲) یا علی! هشت گروه اند كه اگر به آنها اهانت شد، باید تنها خود را ملامت كنند: یكی از آنها كسی [است] كه بدون دعوت به سر سفره ای می نشیند.
سر وقت برويد
اگر قرار گذاشتهايد زمان معيني به منزل ميزبان برويد، دير و یا زود نروید.میزبان حتماً برای خود برنامه هایی شخصی دارد که به آنها باید رسیدگی کند.
«یاایهاالذین ءامنوا لاتدخلوابیوت النبی إلاان یوذن لكم إلی طعام غیر ناظرین اناه؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید، داخل اتاق های پیامبر نشوید، مگر آن كه برای [خوردن] طعام به شما اجازه داده شود، [آن هم] بی آن كه در انتظار پخته شدن آن باشید.»
یكی از پیام های این فراز از آیه آن است كه اگر برای طعام دعوت شدید، پیش از وقت غذا در منزل میزبان حاضر نشوید، به طوری كه تا زمان آماده شدن غذا، مدتی طول بكشد، بلكه بموقع به آنجا بروید تا مزاحم اهل خانه نباشید و وقت صاحب خانه، بیش از اندازه ای كه تعیین كرده، تلف نشود.
ورود با اجازه به منزل میزبان
در سوره مباركه نور آمده است: «یاایها الذین امنوا لاتدخلوا بیوتا غیره بیوتكم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها؛(۴) ای كسانی كه ایمان آورده اید! به خانه هایی كه خانه های شما نیست داخل نشوید، تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید.»در روایت حتی اجازه خواستن شرح داده شده است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمود: «هنگامی كه یكی از شما اجازه می خواهد، باید با «سلام» آغاز كند، زیرا سلام اسمی است از اسماء خداوند عزوجل؛ و باید از پشت در قبل از نگاه كردن به درون خانه، اجازه بگیرد... اجازه خواستن، سه مرتبه است؛... نخستین مرتبه برای آگاه شدن اهل خانه است. در مرتبه دوم، ساكنان خانه آماده می شوند و در بار سوم، ایشان مختارند كه اگر خواستند اجازه دهند و اگر مایل نبودند اجازه ندهند؛ كه در آن صورت، میهمان باید برگردد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، چون به در خانه گروهی می آمد، قبل از آن كه، سه بار با «سلام» آنها را آگاه كند، باز نمی گشت.»
سلام كردن به اهل منزل
«یاایها الذین ءامنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتكم حتی تستانسوا وتسلموا علی اهلها- ای كسانی كه ایمان آورده اید! به خانه هایی كه خانه های شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید.»
«فإذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسكم؛- پس چون به خانه هایی [كه گفته شد] در آمدید، به یكدیگر سلام كنید.»
گپ بزنيد، بحث نكنيد
وقتي دور هم نشستهايد، احتمال اين كه بحثهاي متنوعي درباره مسائل اجتماعي، سياسي، شخصي و... پيش بيايد، زياد است. فراموش نكنيد كه شما مهمانايد و مجلس مهماني جاي بحث و جدل نيست. به يك گپ خودماني بسنده كنيد و مجلس مهماني را به ميدان جنگ تبديل نكنيد زیرا با بحث و جدل در مهمانی مشکلات حل نمیشوند . از اين فرصت براي تازه كردن ديدارها و لذت بردن از مصاحبت همديگر استفاده كنيد و خودتان و اطرافيانتان را با بحثهاي آنچناني خسته و ناراحت و دل آزرده نكنيد.
به ميزبان كمك كنيد
خوشبختانه بيشتر خانمهاي ايراني، اين كار را خوب بلدند. به ميزبان در امر پذيرايي كمك كنيد: موقع چيدن ميز غذا، مرتب كردن آشپزخانه بعد از صرف غذا و شستوشوي ظروف. با اين كار، نه تنها به ميزبان كمك ميكنيد، بلكه فرصتي پيدا ميكنيد تا رابطهتان را هم صميميتر كنيد و احيانا چيزهاي جديدي هم ياد بگيريد.
گاهي به ساعت نگاه كنيد
گاهی نگاهي به ساعتتان بيندازيد. ساعات بعد از صرف شام، جان ميدهد براي گپهاي طولاني، ولي حواستان باشد كه اين گپها خيلي هم به درازا نكشد. گاهي ميزبان قرار است صبح روز بعد برود سر كارش يا برنامه مسافرتي در پيش داشته باشد و به خاطر رودربايستي با شما حسابي به زحمت بيفتد.
غم و غصهتان را با خودتان نبريد
وقتي به مهماني ميرويد، حتما غصههايتان را در خانه جا بگذاريد. مهماني جاي خوبي براي طرح مسائل و مشكلات نيست. مسلما ميزبان هم مثل شما مشكلات خاص خودش را دارد. يادتان باشد كه اين ديد و بازديدها قرار است فرصتي باشند براي شاد بودن و فراموش كردن گرفتاريها.
حواستان به بچه هم باشد
اگر بچههاي شيطان و باهوشي داريد كه از فرط باهوشي دلشان ميخواهد از همه چيز سر در بياورند و از در و ديوار بروند بالا، حتما هوايشان را داشته باشيد. به هر حال آنجا خانه خودتان نيست و احتمالا قواعد و قوانين خودش را دارد. به فرزندتان اجازه ندهيد تمام كارهايي را كه در منزل انجام ميدهد، بيتوجه به ملاحظات منزل صاحبخانه انجام بدهد. بهتر است پيش از رفتن به مهماني، با كوچكترها صحبت كنيد و توجيهشان كنيد كه مهماني يعني چه. اگر هم احيانا حرفهايتان اثر نكرد و كودك شروع كرد به شيطنت و به هم ريختن منزل صاحبخانه، بيخيال نباشيد و او را منع كنيد. اين ايده را كه بچه بايد بچگی کند و راحت باشد را لااقل وقتي كه مهمانايد، فراموش كنيد.
اگر براي اولين بار است كه داريد به منزل ميزبان ميرويد، رسم است كه دست خالي نرويد؛ به ويژه اگر ميزبان تازگيها نقل مكان كرده يك منزل جديد يا احيانا اتفاق خوشايندي براي خود ميزبان يا خانوادهاش افتاده، مثلا بچهدارشده، يا پسرش كنكور قبول شده يا... و البته توجه شما مهمتر از نوع هديهاي است كه ميگيريد. لازم نیست حتما یک هدیه گران قیمت بخرید، گاهي یک هدیه ساده و ارزان در گرمتر کردن روابط بسیار مؤثر واقع میشود.
نشستن در جایی که میزبان پیشنهاد می دهد
امام باقر (ع) می فرمایند : هرگاه یکی از شما به خانه برادرش وارد شد , هر جا صاحب خانه گفت , همان جا بنشیند , زیرا صاحب خانه به وضع اتاق خود از میهمان آشناتر است.
بدون اجازه به وسایل میزبان دست نزنید
ممکن است در خانه میزبان وسایل و یا تجهیزاتی باشند که برای میهمان خوشایند باشند و حس کنجکاوی باعث شود تا میهمان از آن بیشتر اطلاع پیدا کند،که در این صورت اجازه گرفتن از میزبان در این امر بسیار ضروری است هرچند میزبان یک فامیل نزدیک برای شما باشد!زیرا ممکن است باعث خرابی و یا صدمه زدن به وسایل میزبان شویم و این آخرین میهمانی در آن منزل باشد.
عدم سرکشی به سایر مکانهای خانه میزبان
خانه یک محل خصوصی برای افراد و نگهداری وسایل شخصی و ... میباشد و سرکشی بدون اجازه شما به سایر اتاقها و قسمت های خانه میزبان باعث ناراحتی وی میشود.
عدم درخواست
در هنگام پذیرایی مهمان نباید چیزی به غیر آنچه از او پذیرایی میشود درخواست کند زیرا بی احترامی به میزبان میباشد.میزبان با توجه به وضع مالی و شرایط اقتصادی خود از میهمان پذیرایی میکند و البته که میزبان باید به جهت تکریم و احترام به میهمان خود بهترین پذیرایی را در حد و اندازه خود انجام دهد.فراموش نکنیم که هدف از میهمانی رفتن و میهمانی دادن خوردن و آشامیدن نیست! پیامبر خدا (ص) می فرمایند : میهمان را همین گناه بس که آنچه را برادرشان در برابرشان می گذارد کم شمارند .
تشکر از میزبان
پس از مراسم میهمانی و پذیرایی حتما باید از میزبان تشکر کنیم.تشکر از مخلوق،تشکر از خالق است.
امیدوارم با عمل به مطالب فوق و تجربیات شخصی که داریم بتوانیم به سوالات زیر پاسخ خودمان را بدهیم
آیا تا به حال میهمان خوبی بوده ام؟
آیا تا به حال رفتار و سخنان و عملکرد خود، همسر و فرزندان باعث رنجش و آزرده خاطر شدن میزبان شده است؟
آیا میزبانان همیشه از من راضی بوده اند؟
اَللّهُمَّ لَبَّيْکَ ، لَبَّيْکَ لا شَريکَ لَکَ لَبَّيْک
سلام دوستان امشب 25 مهر سال 1390 بزرگترین دعوت نامه دنیا رو از خدا گرفتم
تو قرعه کشی عمره مفرده دانشجویی قبول شدم واقعا نمیدونم چی بگم فقط اینو بگم که به هیچ عنوان لیاقتشو نداشتم پیش خدا شرمندم با روی سیاه ... خدا لطف کرد دست نوازش به سرم کشید لطفش شامل حال من شد و بی نهایت شکرش میکنم
دعا کنید رفتم حج بعد برگشتن بتونم تا آخر عمر این حج رو نگه دارم
خدا رو هزاران مرتبه شکر
حج شوق پرواز دل به تار پود بی تار و پود حق
اما مسوولیتی سخت و گران
یا قدم در حج نذار یا اگر میروی انقلاب کن دلت ، روحت ، ذره ذره وجودت باید انقلاب کند، انقلابی الهی و تا آخر عمر بر این انقلاب الهی ثابت قدم بمان
.


و تو ای بشر تا کی میخواهی برای سیراب کردن رگ هایت خون بریزی بشکنی دلی را و خون کنی دلها را ، مگر ندای دلت مرده است که هر دم به دل سنگی تو میتازد و مینوازد هر جنبده ای حق نفس کشیدن دارد پس چرا نفس میگیری ؟ برای چه ؟برای که؟؟؟؟ مگر تو را آفریدگاری نیافرید؟ مگر ضامن خوشبختی و سعادتت نشد؟ پس از جان هم نوع خود چه میخواهی ؟ مگر پروردگار نعمت هایش را در این عالم هستی نگستراند؟ پس چرا عدالت زندگی را تکه تکه کردی ؟ برای چه نان هم نوع را گرفته علیه او اژده های آهنین ساختی ؟ دد شدی و درد را نصیبش کردی ، چه بر سر تو آمده که هم خوار شده ای ؟ سوار بر مرکب نفس پایه های انسانیت و زندگی را بر باد شهوتهای ابلیسانه ات میدهی... و تو ای بشر در ذهن زنگ خورده و خاک دیده خود چگونه باور حساب جزا و جزای حسابی را تصور خواهی کرد که آتش دلهای شکسته و قهر کردگار دامنگیرت خواهد ؟
وای بر سکوت تو ...


ایلینویز، آمریکا: نجات یک گربه توسط مأموران آتشنشانی از یک سانحه آتشسوزی در یک خانه.
حمله وحشیانه رژیم غاصب و شیطانی صهیونیست به مردم مظلوم فلسطین
واین است عدالت و حقوق بشری که تو از آن دم میزنی
( دخترم هيچ كس و هيچ چيز ديگر را در اين جهان نمي توان يافت كه شايسته آن باشد كه دختري ناخن پاي خود را بخاطر آن عريان كند...
برهنگي بيماري عصر ماست به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسي باشد كه روح عريانش از آن توست.)
ادوارد ياكوب ( جهانگرد و طبيب آلماني):
( در ايران در بازار به زناني با چادر بر مي خوريم كه به هنگام صحبت كردن از طرز تكلم آن ها مي توان به مقام بلندشان پي برد. زنان ايراني در خروج از منزل آزادي بسياري دارند و علي رغم جدار مستور خود به همه امور اعمال نفوذ دارند حتي در كارهاي سياسي، در سقوط برخي حكام و وزرا سرنخ را بايد از آنها جست.)
ويكتور هوگو:
( مي گويند بردگي در اروپا از بين رفته است اما بردگي همچنان ادامه دارد و بر زنان تحميل مي شود و نامش فحشاست.
اصولا زن عفيف، زيبا و دلپسند است، وجاهت توام با وقار و عفت، به زن قدرتي مي دهد كه قوي ترين مردان را ياراي مقاومت در برابر او نيست، بلكه آنها را به خضوع و تعظيم در مقابل خويش وادار مي سازند.")
آلفرد هيچكاك:
( زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و رويبندي كه به كار مي بردند، خود به خود جذاب مي نمودند و همين مسئله، جاذبه نيرومندي به آن ها مي داد، اما به تدريج با تلاشي كه زنان اين كشورها براي برابري با زنان غربي از خود نشان مي دهند، حجاب و پوششي كه ديروز بر زن شرقي كشيده شده بود، از ميان مي رود و همراه آن از جاذبه جنسي او هم كاسته مي شود.
من معتقدم زن بايد مانند فيلمي پرهيجان و پرآنتيك باشد، بديم معني كه ماهيت خود را از كمتر نشان دهد و بگذارد مرد براي كشف او بيشتر به خود زحمت دهد.)
ديويد هيوم (فيلسوف):
( پاكدامني ضامن مقام پدري مردان براي فرزندشان مي باشد.)
وی در جای دیگری از کتاب خود میافزاید: "اما با وارد شدن حجاب به عرصه زندگی، معیارهایی مثل مادر بودن، احترام و حتی مفهوم خانواده و عفاف را درک کردیم."
خانم پروفسور «یوت ساشووسکی» (Ute Sashovsky) وکیل دادگسری در آلمان میگوید: "ما در هر ایالتی که زندگی میکنیم، باید قوانین مربوط به آن ایالت را مراعات کنیم، نه قوانین ایالتهای دیگر را. در نتیجه، رعایت قانون یک ایالت توسط اهالی آنایالت، به هیچ وجه ضایع کردن حقوق ساکنان ایالتهای دیگر نیست. به همین ترتیب کسی که معتقد به یک دین است ملزم به رعایت قوانین و دستورات آن دین میباشد و این کار او به معنی ضایع کردن حقوق پیروان سایر ادیان نیست. و اگر میبینیم در جایی قانون ممنوعیت حجاب تصویب میشود، این کار، تبعیض نسبت به حقوق پیروان یک دین به نفع پیروان ادیان دیگر است."
وی در جای دیگری میگوید: "من میپندارم کسی که از روی اعتقاد دینی خود روسری بر سر دارد به هیچ وجه به حقوق دیگران تجاوز نکرده است."
این وکیل آلمانی تاکید میکند: "قانون ممنوعیت حجاب، به نسبت قانون ایالتی هسن، بزرگترین بیعدالتی و قانونشکنی به حساب میآید و در مقابل، حجاب یکی از موانع محکم در برابر فساد و فروپاشی جامعه است. چرا در جامعهای که عمل زشتی مثل همجنسبازی توسط قانون به رسمیت شناخته شده است، رعایت عادیترین سفارشات و دستورات دینی برای مسلمانان ممنوع میباشد؟!"
پروفسور نروژه گارودی، از متفکران فرانسوی معتقد است که ممنوعیت حجاب برای مسلمانان فرانسوی نتیجه تبلیغات مسموم آمریکا و صهیونیسم بر ضد اسلام است.
وی میگوید: "امروز، جنگ بر ضد تروریسم به وسیلهای برای تضعیف نمودن اسلام در جهان تبدیل شده و آمریکا و رژیم صهیونیستی سعی دارند چهره اسلام را به جهانیان بسیار خشن جلوه دهند.
گارودی ممنوعیت حجاب در فرانسه را اقدامی غیر دموکراتیک شمرده و میگوید: "حجاب یکی از اصول بنیادی و ارزشی به حساب میآید."
آلما (Alma) و لیلی (Lili) هر دو دختر وکیل «لوی» که یک یهودی است، اسلام آوردهاند و به دلیل حفظ حجاب خود از مدرسه اخراج شدهاند. این دو خواهر که بر حفظ حجاب خود اصرار دارند میگویند به هیچ قیمتی حاضر نیستند دست از حجابشان بردارند. پدر یهودی این دو خواهر میگوید: "من به دین دخترانم احترام میگذارم، از آنها حمایت میکنم و در دادگاه از آنها دفاع خواهم کرد."
لوی میگوید: "حجاب یکی از دستورات قرآن است که ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین مینماید. حجاب نشانگر پاکیزه بودن، رستگاری و آلوده نبودن زن است."
خانم «هنولا ناکاتا» (Henula Nacata) نویسنده ژاپنی میگوید: "اسلام آوردن برای من یک آزمایش بسیار بزرگ بود. همکاران، دوستان و نزدیکانم به من ناسزا گفته و با من بدرفتاری نموده و علاوه بر آن اهانت بسیاری کردند و حتی با من قطع رابطه نمودند. اما پس از مدّتی، پایداری من در حفظ حجاب، باعث پیروزی من بر همه این ناسازگاریها گشت و همه آنها از در صلح با من وارد گشتهاند. تحمل من در برابر این آزمایش باعث شد تا خداوند همه اینها را به من بازگرداند.
خانم ناکاتا در باره احساس خود از داشتن حجاب میگوید: "با داشتن حجاب بود که من انسانیت و ارزش زنانگی خود را احساس کردم. حجاب به من میآموزد که از دسترس بیگانگان دور بمانم. امروزه بهویژه در بین جوانان، گرایش روزافزون به حجاب دیده میشود که نشانه رشد اسلام نیز میباشد. تا من زنده هستم، برای اسلام و حجاب تبلیغ خواهم کرد، چون حجاب مایه آرامش و آسایش در جامعه میباشد."
«میشل لالان» کشیش فرانسوی میگوید: «من به عنوان یک مسیحی مطمئن هستم که حجاب مسلمانان همچون یک ارزش معنوی باید آزاد باشد و جایگاه مناسب خود را در میان جامعه داشته باشد.»
خانم «رَجنَر اختر» سمیناری را به نام "اندیشه پیرامون حجاب اسلامی" در لندن برگزار نمود. وی میگوید: "من این سمینار را تشکیل دادم تا از خانمهای محجبه و موضوع حجاب دفاع کنم تا حجاب در کشورم آزاد باشد."
وی میافزاید: «حجاب به نفع ما و کشور ماست. باید چنین سمینارهایی را در شهرهای مختلف کشور تشکیل داد تا حجاب را به همه معرفی نموده و آن را تبیین کند که همه بدانند حجاب نه تنها ضرری ندارد بلکه به نفع مردم، جامعه و کشور است.»
خانم «ایوان ردلی» نویسنده و خبرنگار معروف انگلیسی که اسلام آورده و محجبه شده است، میگوید: "حجاب در زندگی من و حفظ امنیت من نقش بسیار بزرگی را ایفا نمود و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنیت احساس میکنم."
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است.
اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آنها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهاى مستقیم با تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روانشناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّکهاى چشمىِ شهوتانگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمونها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّکهاى شهوانى قرار مىگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّکهاى حسى پاسخ مىدهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمونهاى جنسى زن به صورت دورهاى ترشح مىشوند و به طور متفاوت عمل مىکنند، تأثیر محرّکهاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
با توجه به مطالب فوق مىتوان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مىخواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مىآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مىریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادىهاى جنسی خود تلقّى مىکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسهاى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مىگیرند. این مقایسهها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مىسوزاند.
دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آنها کاسته مىشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
حیا، عفاف و حجاب زن مىتواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مىباشد که در صدد کام جویىهاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.
بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم میپرد
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب میکنیم
بنده اعتنایی نمیکند و میخوابد
خدا: ملائکه ی من ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است
ملائکه: خداوندا دوباره او را بیدار کردیم، اما بازخوابید
ملائکه: خداوندا نمیخواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد... شاید توبه کند...
بنده ی من تو هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم
آقا فرمودند:این غذا از بیت المال است ،شما هم مهمان بیت المال هستید.برای بچه ها جایز نیست سر این سفره بنشینند.ایشان به منزل بروند و از غذای منزل میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم چرا خداوند این همه عزت به آقای خامنه ای عنایت فرموده است. (ضمیمه روزنامه جام جم مرداد 87)
در قسمتی از سخنانشان به سادهزيستي رهبر معظم انقلاب و رئيسجمهوري اشاره كرد و گفت: رهبر معظم به فرزندانش فرموده اگر مي خواهيد داخل اقتصاد شويد، شناسنامهتان را عوض كنيد، لقب خامنهاي را برداريد. من راضي نيستم داخل اقتصاد شويد. مردم به خاطر شما رعايت حال مي كنند... من راضي نيستم هر كه مي خواهد داخل شود، بايد قسمت نام فاميلي را عوض كند..
نكند حفظ ولي بر همگان عار شود نكند حق علي در عمل انكار شود
محرم راز علي(ع)نخل و دل و چاه شود سيلي خصم زبون نقش رخ يار شود
نكند گرد حمل توطئه اي ساز كند حب دنيا سبب بستن ابصار شود
كوفيان ننگ شما باد اگر دور تاريخ دگر باره نمودار شود
نكند مكر بني عاص اثر ساز شود مالك از حكم علي باز خبردار شود
نگداريد خوارج به لب نهر رسند نگذاريد كه اين حادثه تكرار شود
نكند باز معاويه خريدار شود در نخيله حذر از جنگ به اجبار شود
نگذاريد كه اصغر به سر دست شود نكند حرمله بي رحم كماندار شود
نگذاريد كه اهل حرمش خوار شوند نگذاريد كه شام زينبش تار شود
نگذاريد امر ولايت به همين ختم شود نكند ابن اميه به سر كار شود
نگذاريد كه مشروطه نمايان بشود شيخ نوراني ما ملعبه دار شود
نكند پير خراباتي ما نوش كند جام زهري كه پرازكينه اغيار شود



























